زناشویی,اس ام اس ,عکس بازیگران

آموزش مسائل زناشویی,اس ام اس ,عکس بازیگران,بیوگرافی بازیگران,مدل,دختر زیبا,گالری

مدل مانتو با حجاب

آخرین مطالب ارسال شده

تبلیغات

Ads

خرید ساعت خرید ساعت خرید ساعت

خرید ساعت خرید ساعت خرید ساعت

بازدید : 161 بازدید
دسته : اخبار

81 مدينه منوره

7 8502060154 L600 مدينه منوره

9 9002150586 L600 مدينه منوره

madinah sunna info 4 مدينه منوره

مدینه منوره

با عشقی بیقراروکوله باری از آمال وآرزوها وقلبی پرتپش آرام آرام به شهر دلها مدینه ، شهر پیامبر ، شهر علی ، شهر فاطمه ، شهر عشق و عاطفه با مسجد النبی و قبه خضرایش و روضه ملکوتی و مناره های نور که فضای عطراگین بهشتی اش خاطرات نورانی ختم رسولان را تداعی می کند . شهر بقیع با گنجینه های نا شناخته و عقده های در گلو مانده و زخم های عمیقی که بر سینه دارد . شهر امامان معصوم و رجال فضیلت و تقوا نزدیک میشوند و با گوش دل میشنویم که رسول اکرم فرمود:
«فمن زار بعد فوتی فکما زارنی فی حیاتی و من زار فاطمه کمن زارنی»
« هرکس مرا زیارت کند بعد از فوتم ،چنان است که مرا در حیاتم زیارت کرده است و هر کس فاطمه را زیارت کند گویی مرا زیارت کرده است .»
و نیز می فرماید :
«کسی که به زیارت من بیاید ،روز قیامت او را شفاعت خواهم کرد.» و در پاسخ حسین بن علی‹ع› که در محضر شان می پرسید:« ای پدر برای آنکه شما را زیارت کند چه پاداشی است ؟» پاسخ شنید :« فرزندم آنکس که مرا در حیات یا پس از مرگم زیارت کند یا آن که پدرو مادر و برادر و تو را زیارت کند ، این حق را بر من دارد که روز قیامت دیدارش کرده و از گناهانش رهایش کنم.»
زائران گرانقدر میهمانان رسول الله و دلسوختگان بقیع پس از استقرار در هتل و صرف غذا به استراحت خواهند پرداخت تا در اولین ساعات برای حضور در مسجد النبی خود را آماده سازد و با دلی آکنده از عشق و ایمان به دیدار یار بشتابند .
در اینجا عقل محو و عشق مات است که اینجا سرزمین معجــــزات است

به روی این زمیـــــــن ها راه رفتند به جان عرشی ،به تن در خاک رفتند

سلام ای مهد انس و آشنــــــــایی ســــــــلام ای آشیــــان روشنایی

تو دیدی رحمه للعــــــــالمین را شنیــــــدی بانگ جبریل امـــین را

نگین خاتمیت قطب الــــــقطاب به دورش حلقه های خیل اصحــاب

علی را دیدی و اسبــــاط و اوتاد اباذر دیــدی و سلـــمان و مقـــداد

چه ریحان های روحانی که دیدی چه گوهرهای رحمانی ربانی که دیدی

به حرف آی ای حریف سرگذشتی چه رویا ها که دیدســـــتی بهــشتی

حدیث از جان و جانان کن ببینـم سخن از روح و ریـــــحان کن ببینم

تو را شاید که با این لعل خاموش سخن گـــــــویی از آن سر چشمه

سخن اینجا ورای حد قال اسـت که روی این سخن با اهل حال است

سکوت عشق را اینجا بیانی است که پهنای فلک با وی دهـــانی است

مسجد النبی
زیارت بزرگان و اولیای الهی آدابی دارد ، که مراعات آنها از معرفت افراد سرچشمه می گیرد و اکنون که خود را در محضر رسول الله (ص) می بینی و در برابر قبور پاک اولیای خدا می ایستی آداب زیارت به جای آور ، غسل زیارت کن ، لباس پاکیزه بپوش ، عطر و بوی خوش استعمال نما و در طی طریق تا مرقد رسول الله قدم ها را کوتاه بردار ، با آرامش و وقار راه برو به زبان به تسبیح و حمد خداوند بگشای و ذکر صلوات بگوی ، بر درگاه حرم بایست و نخست اذن ورود بخواه و تا رقت قلب و آمادگی روحی پیدا نکرده ای وارد حرم مشو و چون وارد شدی در تمام مدت زیارت با حضور قلب و توجه و معرفت با پیامبر سخن بگو و با زهرای اطهر با تواضع و ادب راز دل بازگوی و توبه و استغفار نما و به حاجات دنیوی بسنده مکن که اینجا حریم اهل بیت است و حرم پیامبر (رحمه للعالمین ) از درب جبرئیل که وارد می شوی در مقابل خانه محقر زهرا (س) با تو سخن می گوید و چون گذشتی در سمت راست خویش مکان اهل صفه ، میهمانان فقیر و مقیم مسجد را که یادآور خاطرات مسجد نشینی مهاجرین بی بضاعت است می بینی و چون رو به قبله برای ادای نماز تحیت بایستی در سمت راست خودجایگاه بلال مؤذن رسول الله (ص) و در سمت چپ نیز ستون های توبه ، تهجد ، سریر و… روبرو ، محراب عبادت نبی اکرم (ص) و روضه مبارکه (مابین قبری و منبری روضه من ریاض الجنه) که اهل معرفت بیش از هر جا در این مکان به قصد زیارت ام الائمه فاطمه زهرا (س) اشک می ریزند و سلام می گویند و چون به بالا سر حضرت رسیدی محل نزول وحی و فرود جبرئیل امین و جای جای مسجد نشان از حضور رسول امین و نقطه نقطه این حرم راز و رمزهای ناگفتنی از عشق و جذب دل بنگری تا عمق مظلومیت اهل بیت را حتی در خانه رسول الله (ص) نظاره کنی.
از زیارت رسول الله که فارغ شدی به قصد زیارت ائمه معصومین رو سوی بقیع می نمایی. اینجا دیگر باید عنان را به دست (دل) سپرد ، اینجا باید دل را در چشمه (اشک) شستشو داد.
هنگام ورود به خاک بقیع ، کفشهایت را که در می آوری و پایت خاک این مزار را لمس می کند ، دلت هم می شکند.
قبور بی سایبان مانده در برابر آفتاب ، داغت را تازه می کند و بر غمی کهن و دیرین ، اشک میریزی و بغض مانده درگلو را در هوای بقیع ، رها می کنی.
رنجنامه نانوشته شیعه ، بر خاک و سنگ این مزار ، گویاتر از هر زمان است.
یک طرف جمعی به دعای توسل مشغولند و زمزمه کنان ،‌ طرف دیگر ، دل هایی با آهنگ نوحه و مرثیه ، به عمق مظلومیت (آل الله) می گریند.
دلها ، به خاکبوسی این چهار امام معصوم (ع) آمده اند.
عده ای نیز ، در پی قبر گمشده زهرایند.
و در کناری ، کسی آرام آرام ،‌ اشک می ریزد و (زیارت جامعه) می خواند.
و هوا ، هوای عطرانگیز و روحانی (حال) است!
اینجا ، اشکها سخن می گویند.
(حال) ، گویاتر از (قال) است.
سکوت زبان را هم زلال اشک ، جبران می کند.
چشمهای اشکبار ، ترجمان دلهای داغدار و بی قرار است.
حرفی هم که نزنی ،
کلامی و سلامی هم که نگویی ،
چشمها و قطرات جاری اشک ، هم روضه خوان مجلس است ، هم گریه کن محفل!
لازم نیست کسی مرثیه بخواند ،
بقیع ، خودش (مرثیه مجسم) است.
***
درب های بقیع را می بندند،
بگذار دربها را ببندند ، پنجره های دل که گشوده به این کانون روشنایی است!
دریچه های قلب زائر ، از پشت در و دیوار هم ، از این خورشیدهای خفته بر خاک ، نور می گیرد.
ساعاتی که در ، گشوده می شود،
زائران ، دلهای سوخته شان را بر می دارند و با شتاب ، خود را به حضور امام مجتبی ، امام سجائ ، امام باقر و امام صادق – علیهم السلام – می رسانند و زیارتنامه را با باران اشک می شویند و سلامها را با چشمانی بارانی بدرقه می کنند.
خواهران نیز – که از ورود به بقیع ، محرومند – سر بر دیوار بقیع می نهند و گوشه مقنعه شان را از اشک دیدگان ، متبرک می سازند.
و چه چشمه ای است ، این چشم!
و چه کوثری است ، این اشک!
***
اما شب بقیع!
همچنان خاموش است و تاریک
مدینه وخیابانها و بازارهایش ، گر چه غرق نور است ، اما وادی بقیع ، در موج تاریکی و غربت فرو رفته است ،
گویا اصلاً خورشیدی بر این خاک نخفته است.
اما ، روشنایی این وادی ، از نور امامت است.
بقیع ، آشنایی غریب است ،‌ همدم غربت در جمع آشنایان !
دل را کجا می توان برد؟ جز کنار قبور بقیع؟
زائران ، در دریای غم ،‌دستشان جز به دامن اشک نمی رسد و در کویر غربت دل ، جز نهال آشنایی و معرفت و محبت و نمی روید.
***
زائر مشتاق ، مردد است.
نمی داند که اشک شوق بریزد از این دیدار ،
یا سرشک غم ببارد از این غربت!
راستی ، گناه ما جز (عشق) چیست؟
اگر در سوگتان دل گشت غمناک اگر از داغتان شد دیده نمنـــــاک
گواه عشق ما این (دیده) و (دل) رساند (اشک) و (غم) ما را به منزل
آیا باید همچنان بر مظلومیت بقیع ، بگرییم؟
تا کی و تا چند؟!
اللهم عجل لولیک الفرج!

در محضـر پیامبر اکرم (ص)

آنچه در پی می آید متن سخنرانی آیه الله جوادی آملی در مدینه منوّره است که پس از پیاده کردن از نوار، با اجازه معظّم له اقدام به درج آن کردیم. این سخنان که در جمع حجاج خانه خدا و در کنار مرقد مطّهر پیامبر گرامی(ص) و در یک فضای عرفانی و معنوی ایراد شده است دارای ابعاد علمی، تحقیقی و معنوی است. امیدواریم مورد استفاده خوانندگان عزیز قرار گیرد.
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله الذّی هدانا لهذا و ما کنا لنهتدی لولا اَن هدانا الله و صلّی الله علی جمیع الانبیاء والمرسلین سیّما خاتمهم و أفضلهم محمد(ص) و اهل بیته الطّیبین الطّاهرین سیّما بقیه الله ارواح مَنْ سِواه فداه، بهم نتولّی و من اعدائهم نتبّرء الی الله.
آداب تشـرف بـه محضـر پیامبـراکـرم«ص»
اینجا مدینه منوره، حرم رسالت و ولایت است، شهر رسول اکرم ـ علیه آلاف التحیه والإکرام ـ است. انسان کامل هرگز مرگ ندارد، چون همواره زنده و شاهد است. و همه ما در مدینه، در مشهد و محضر رسول اکرم ـ علیه آلاف التحیه والإکرام ـ مشرّفیم. نحوه شرف یابی به محضر آن حضرت را خدای سبحان در قرآن کریم ارائه کرده است که چه وقت، برای چه و چگونه به محضر حضرت برویم و بعد از پایان موعد چه کنیم. همه این امور را در سوره مبارکه احزاب بیان کرده و فرموده است:
«یا ایها الذین آمنوا لا تدخلوا بیوت النبی الا أن یؤذن»۱٫
«بدون اجازه وارد خانه رسول اکرم ـ علیه آلاف والتحیه والإکرام ـ نشوید».
اگر شما را به عنوان مهمانی دعوت کرده اند وارد بشوید، ما اینجا مهمان رسول اکرم(ص) می باشیم و در کنار سفره رسالت، غذا میل می کنیم «الی طعام غیر ناظرین انیه»۲ بدون دعوت، حقورود ندارید. وقتی هم شما را دعوت کردند زود وارد نشوید بلکه منتظر پخته شدن غذا باشید، سعی کنید وقتی غذا پخت و آماده شد بروید «اذا طعمتم فانتشروا»، وقتی غذا میل کردید از آنجا منتشر بشوید. وقتی هم که در محضر حضرت نشسته اید سخنی که باعث انس یکدیگر است نگویید «ولا مستأنسین لحدیث انّ ذلک یوذی النبی فیستحیی منکم والله لا یستحیی من الحق» وقتی در محضر حضرت نشسته اید، سخن دنیا طرح نکنید، با یکدیگر مؤانسه نکنید، حرفی که حکمت و معرفت در او نیست نزنید، گفتار عادی را در محضر حضرت ترک کنید. مجلس پیغمبر مجلس علم و حکمت است، مجلس اُنس و مجلس سرگرمی نیست، این ترجمه کوتاهی از این آیه مبارکه است.
در این آیه فرمود: فقط مؤمنین می توانند بروند، غیر مؤمنین مجاز نیستند، چون خطاب به اهل ایمان است «یا ایهاالذین آمنوا» ، مؤمنین هم بی دعوت مجاز نیستند و محور اذن و دعوت هم پذیرایی است که رسول خدا شما را دعوت می کند که مهمانی کند، و شما مهمان او باشید. «ولکن اذا دعیتم فَادخلوا» بروید غذای رسول اکرم را بخورید.
پذیـرایـی پیامبـر از مهمانـان چگـونـه است؟:
این غذا چه غذایی است که رسول اکرم دعوت می کند؟ مؤمنین، مهمانانِ رسول اسلامند، در عین حال که ظاهر آیه از نظر پذیرایی صوری محفوظ است، اما از امام ششم سلام الله علیه در ذیل آیه «فلینظر الانسان الی طعامه» به نقل مرحوم کلینی(ره) رسیده است که «علمه الذی یاخذه ممن یاخذه»۳ شما علمی را که فرا می گیرید، نظر کنید ببینید از چه کسی آن را می گیرید. گاهیطعام، یک طعام ظاهری است که با باران، مزرعه ها و باغ ها سر سبز و خرّم می شود و گاهی یک طعام حقیقی و معنوی است که غذای روح می باشد و جان را تغذیه می کند. اگر طعام در این آیه دو مصداق داشت، طعام در آیه قبلی هم دو مصداق دارد.
در جای دیگر این چنین آمده است: «ما باران را نازل می کنیم، زمین را می شکافیم و با بذر افشانی غذا فراهم می کنیم». اگر منظور از این طعام، طعام ظاهری باشد، منظور از آن آب، باران است و منظور از زمین و شیار و محصول آن، وسائل و محصولات کشاورزی و مانند آن خواهد بود، ولی اگر منظور از این طعام مصداق معنویش باشد مراد از آن آب، آب حیات، و منظور از زمین، زمینه حیات و زمینه دل خواهد بود و مانند آن.
پس طعام در قرآن کریم دو مصداق دارد: «طعام جسم» و «طعام روح»، آن مصداقی که طعام جسم است و دیگران با ما در آن شریکند، درباره اش فرموده: «کُلوُا وارعواانعامکم»۴ و فرمود: «متاعاً لکم ولأنعامکم» اما آن طعامی که مصداق معنوی است، ما با فرشتگان در آن شریکیم، اگر برای فرشته مقامی است ما در تغذیه آن طعام شریک فرشته هاییم، اگر معرفت حق و توحید حق طعام معنوی است و فرشتگان از این طعام برخوردارند، خردمندان و علما همسایه فرشته اند، و لذا در کریمه «شهدالله انه لا اله الاّ هو والملائکه واولوالعلم»۵ علما را با فرشتگان یکجا یاد می کند; یعنی در غذای معنوی، انسان های وارسته سهیم فرشته هایند، همانطوری که در غذاهای مادی انسان با انعام شریک است. بدینگونه به ما هشدار داده که طعام بدن، شریکی پایین تر از شما دارد، ولی اگر عالم شدید شریک فرشتگان در معارفید، و اگر در جنگ شربت شهادت نوشیدید شریک فرشتگان در پروازید.
ذیل آیه کریمه «جاعل الملائکه رسلاً أولی أجنحه مثنی و ثلاث و رباع…»۶ این چنین روایت شده که: شهید با فرشته هم پرواز است، جعفر طیّار با فرشتگان هم پرواز است، و عباس بن علی سلام الله علیهما ـ با فرشتگان هم پرواز است. گاه انسان دستش را در راه خدا می دهد و با «اولی اجنحهِ مثنی و ثلاث» هم پرواز می شود. گاهی تلاش و کوشش می کند تا عارف وعالم باشد، در این صورت با فرشتگان هم شهادت است.
طعـام معنـوی پیامبـر(ص)
پس طعام در قرآن کریم دو مصداق دارد، و خورندگان این طعام ها هم مشخص اند. و ما مهمان رسول اکرمیم، در کنار سفره طعام معنوی آن حضرت نشسته ایم تا او ما را تغذیه نماید. ما را دعوت کرده که عالم کند، بدون اذن وارد نشده ایم، بدون دعوت هم شرکت نکرده ایم. ما از این جهت به خود وعده می دهیم که با دعوت آمده ایم و امکان حضور بدنی نصیب ما شده است، و لذا خود را امیدوار می کنیم که پیام دعوت حضرت به ما رسیده است. اما اکنون که آمده ایم باید چه کنیم؟ جز این است که باید از طعام حضرت استفاده کنیم؟ اگر کسی خواست از غذای علمی حضرت استفاده کند شرطش چیست؟ فرمود: شما که مهمان پیغمبرید مبادا عمر خود را در مدینه با مؤانسه بگذرانید (مستأنسین لحدیث) مبادا دهان باز کنید و سخن عادی مطرح کنید، وقت را به اُنس و موانسه های صوری بگذرانید، باید اینجا سمیع بود و بصیر، باید شنوا بود و بینا. شما آمده اید حرف بشنوید یا حرف بزنید؟ اگر آمده اید که چیزی یاد بگیرید پس حرف نزنید کهپیغمبر را می رنجاند. (مستأنسین لحدیث ان ذلکم یوذی النبی فیستحیی منکم) مگر بین حرم و هتل فرق هست؟ مگر یک دیوار به عنوان مرز حرم حاجب است؟ اگر شب در حرم را بستند یعنی دیگر راهی برای زیارت نیست؟ پشت دیوار حرم نمی توان زیارت جامعه را قرائت کرد؟ اگر شب راه نیست نمی توان بار یافت؟ اگر یک دیوار و دو دیوار حاجب باشد که انسان نمی گوید: «من شهادت می دهم تو مقام مرا می بینی و سلام و کلام مرا می شنوی و جواب می دهی، منتها خدا اجازه نداده که من لذّت مناجات تو را درک کنم» آیا خدایی که ارحم الراحمین است او مانع از لذایذ مناجات است؟ یا بدخوری و پرخوری ظاهری نمی گذارد که انسان لذت مناجاتش را بچشد؟، یا آن استیناس و مؤانسه و مجلس انس داشتن در مسافرخانه ها و دور زدن در کوی و برزن مانع لذت مناجات است!
خداوند فرمود: «اگر مهمان رسول اکرمید مؤانسه نکنید و این کارِ شما رسول اکرم را می رنجاند».
در قرآن کریم آمده: «کسانی که پیغمبر را می رنجانند از رحمت خاصّه به دور می مانند». او از شما خجالت می کشد ولی خدا استحیاء ندارد. بالصراحه می گوید: اگر در محضر نبی اکرم آمده اید حرفهای عادی نزنید، به خنده کردن وقت نگذارید، به تعلیم و تعلم وقت بگذارید. آن ساعتی که مشغول تدریسید مهمان رسول اکرمید، آن لحظه ای که سرگرم ارشاد و هدایتید مهمان رسول اکرمید، گرچه مشغول یاد دادن احکامید ولی دارید تغذیه معنوی می کنید، گرچه سرگرم ارشاد و هدایتید ولی دارید تعلّم می کنید.
ما نباید همّتمان تا این حد باشد که در قیامت به جهنم نرویم، خدا ما را نسوزاند، این یک همّت نازلی است. در قیامت خدای سبحان بسیاری از انسانها را به جهنم نمی برد، کودکان را به جهنم نمی برد، دیوانه ها را به جهنم نمی برد، مستضعفین فطری را به جهنم نمی برد. جهنم نرفتن و نسوختن که هنر نیست، با فرشته ها هم صحبت بودن هنر است، کاری کردن که فرشته ها به استقبال انسان بیایند هنر است، «سلام علیکم طبتم فادخلوها»۷ را از زبان فرشته ها شنیدن هنر است. آنها خدمه شمایند. و الآن راه در اینجا برای رسیدن به این مقام باز است. ساده ترین کاری که موجب آزار پیامبر(ص) نشود آن است که مواظب خوراک و گفتارمان باشیم. این از سخنان نورانی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب ـ صلوات الله و سلامه علیه ـ است که فرمود چند چیز با چند چیز جمع نمى شود «لا تجتمع البطنه والفطنه والشهوه والحکمه»۸ پرخوردی با مصمّم بودن جمع نمی شود، کسی اهل عزم است که پرخور و بد خلق نباشد. تبعیت از شهوات نفسانی با حکیم بودن سازگار نیست.
شخصی در محضر رسول اکرم آروغ زد، حضرت فرمود: «اَقلْل من جشأتک»۹ چرا به خودت اجازه می دهی آنقدر بخوری که در محضر دیگران آروغ بزنی، تو انسانی، بهمان اندازه که برایت لازم است اکتفا کن. آنها که همیشه سیرند گرسنگی فراوانی در قیامت در پیش دارند.
ضیافـت پیامبـر شب زنـده داری اسـت:
مهمان پیغمبر بودن با شکم پر ممکن نیست و اگر کسی اهل مؤانسه باشد شب را با دیگران به انس می گذراند و دیگرفراغتی ندارد، «انّ لک فی النهار سبحاً طویلاً» او اجازه نمی دهد که «إنّ ناشئه اللیل هی اشد وظأً و أقومُ قیلاً»۱۰ نصیبش شود. اگر کسی مهمان رسول اکرم است، ممکن نیست از شب زنده داری محروم باشد، زیرا پذیرائی پیامبر تهجّد است و به شب زنده داری دعوت می کند. ضیافت رسول اکرم در احیاء لیل است و با مؤانسه دوستان در شب، سازگار نیست. اگر خدا فرمود: «شما مهمان رسول اکرمید»، غذاهای رسالت را مشخص کرد، فرمود پنج نماز است که دیگران با تو شریکند و تو با دیگران سهیمی. اما این نماز ششم، نماز خاص است; «أقم الصلاه لدلوک الشمس الی غسق اللیل». چهار نماز عبارتند از: ظهرین و مغربین; یعنی از دلوک شمس تا دل شب و قرآن الفجر که پنجمین نماز است، همه در خواندن آن شریکند. امّا «و من اللیل فتهجّد به نافله لک» ، مال تو، «عسی ای یبعثک ربک مقاماً محموداً»۱۱ تو این مقام و سفره را به دیگران خواهی داد و از آنها پذیرایی می کنی، چون آنان مهمان تواند.
بدیهی است که اگر کسی مهمان پیغمبر شد، از غذای او استفاده می کند و از خود سخنی ندارد. حال که اینجا غذا را میل کرد (و اذا طعمتم فانتشروا) به اقطار عالم منتشر شوید تا همین غذاها را منتقل کنید.
تکریـم خداونـد از پیامبـر و مؤمنـان
اگر اینگونه مهمان شدید، آنگاه خداوند و همه فرشته ها بر شما صلوات و درود می فرستند، آری انسان عادی به جایی می رسد که خدای سبحان و ملائکه بر او صلوات بفرستند.
در همین سوره مبارکه احزاب اگر صلوات خدا و فرشته ها بر رسول اکرم ـ علیه آلاف التحیه والإکرام ـ مطرح است. صلوات خدا و فرشتگان بر شما هم مطرح است. اگر در این سوره فرمود: «اِنَ اللهَ وَ مَلائَکَتَه یُصَلّوُنَ عَلَی النَّبِی ِّ» در همین سوره نیز فرمود: «هو الذی یُصلّی علیکم و ملائکته»۱۲ این چه انسانی است که می تواند به جایی برسد که خدا بر او صلوات بفرستد! کاری نکنیم که افراد ساده ای که در کاروان ما هستند، به جایی برسند که در قیامت ما به شفاعت آنها محتاج باشیم.
مرحوم بحرالعلوم ـ رضوان الله علیه ـ می گوید: مرحوم خواجه نصرالدین طوسی در درس وقتی نام سید مرتضی را برد گفت: «قال السیّد المرتضی صلوات الله علیه» برای رفع اعجاب شاگردان فرمود: «فکیف لا یُصلّی علی المرتضی!».
اگر خدا بر شما صلوات می فرستد، ملائکه خدا بر شما صلوات می فرستند، این محصول مهمانی رسول اکرم است، خدا می خواهد شما را نورانی کند، وگرنه مسائل مادّی چندان ارزش ندارد، زیرا همه این مسائل رفاهی که در این یک ماهه نصیب زائران می شود، یک روزه نصیب متکاثرانی خواهد شد که وقتی از سایه قصرشان می گذری می بینی سایه آن به آسانی تمام نمی شود و لذا فرمود: «اگر خواستید بدانید دنیا چقدر می ارزد ببینید به دست چه کسی است»؟
آنچه در این دو صلوات هست، این است که درباره نبی اکرم فرمود: «ان الله و ملائکته یصلّون علی النبی»۱۳ در تصلیه بر رسول اکرم همه فرشتگان در خدمت خدای سبحان با هم صلوات می فرستند که یک تجلیل است. شما اگر خواستید از دوستتانتکریمی به عمل آورید با همه آشنایانتان یکجا به دیدار او می روید، وقتی هم خدای سبحان بر رسول اکرم صلوات می فرستد همه فرشته ها را در خدمت خود جمع می کند و می فرماید خدا و فرشتگان خدا بر نبی اکرم صلوات می فرستند، اما در همین سوره وقتی سخن از صلوات بر مؤمنین است خدا درباره مؤمنین تنها صلوات می فرستد، ملائکه هم جدا، لذا فرمود: «هوالذی یصلی علیکم و ملائکته» وقتی جمله «هو الذی یُصلّی علیکم» تمام شد، آنگاه جمله «ملائکته» را بر آن عطف کرد، در آنجا عطف مفرد بر مفرد است، در اینجا عطف جمله بر جمله.
نشانه صلوات خدا و فرشتگان چیست؟ نشانه اش «لِیَخْرجَکُمْ مِنَ الظُّلُماتِ اِلی النُّورِ» است و شما را نورانی می نماید، یک انسان نورانی به طبیعت تیره نمی نگرد.
فرازهـای نورانـی زیارت جامعـه:
ما در اینجا تنها مهمان رسول اکرم نیستیم بلکه مهمان اهل بیت هم هستیم «بقیع و ما ادریک ما البقیع؟»! شما زیارت جامعه را در مشاهد دیگر می خوانید، اما آنطور که در بقیع زیارت جلوه می کند در مشاهد دیگر ظهوری ندارد. در فرازهای نورانی زیارت جامعه عرض می کنیم: شما ای اهلبیت نبوت محدق به عرش بودید، محیط به عرش «الله» بودید، در آن جایگاه رفیع منزلت داشتید، و خدا بر ما منت نهاد شما را از عرش به فرش آورد، در بین مردم هستید، «ذکرکم فی الذاکرین و اسماءکم فی الأسماء و اجسادکم فی الاجساد و ارواحکم فی ارواح و انفسکم فی النفوس و آثارکم فی الآثار و قبورکم فی القبور، فما احلی اسمائکم واکرم انفسکم و اعظم شأنکم و اجلّ خطرکم و اوفی عهدکم و اصدق وعدکم» شما در بین مردمید، بدن های شما در بین ابدان است، نام های شما در بین نام های دیگران است، آثار شما در بین آثار دیگران و قبرهای شما هم در بین قبور است.
در سایر مشاهد این جمله «قبورکم فی القبور» (قبور شما را با دیگران یکسان کردند) خیلی جلوه ندارد، زیرا قبور آنها از قبور دیگران ممتاز است، ولی در بقیع وقتی انسان کنار این قبور مطهره قرار می گیرد، می بینید چنین است. «فما احلی اسماؤکم» چقدر نام شما شیرین است. خوب اگر کسی نام حسن بن علی(ع) را ببرد، نام علی بن الحسین(ع) را ببرد، نام محمد بن علی(ع) را ببرد، نام جعفر بن محمد(ع) را ببرد و لذت نبرد، نمی تواند بگوید نام شما چقدر شیرین است، قبر شما چقدر پرجاذبه است، اثر شما چقدر شیرین است.
مبادا بدون خلع نعلین وارد حرم مطهر ائمّه بقیع بشوید. به این زائران عزیز که از یک کشور فداکار شیعه آمده اند بفرمایید ادب و احترام بقیع در این نیست که خود را به قبر بیندازید، وقتی وارد می شود بعد از اذن دخول، باید کفش را همین دمِ در، بیرون آورید، آهسته آهسته قدم بردارید، تا شیرینی این جمله ها را احساس کنید. به ما گفتند وقتی در کنار این قبور رسیدید و می بینید با سایر قبرها یکسانند بگویید: «واکرم انفسکم و اعظم شأنکم و اجلّ خطرکم و اوفی عهدکم و اصدق وعدکم» و آنگاه می گوییم: «کلامکم نور و امرکم رشد و وصیتکم التقوی و فعلکم الخیر»، حرفتان نور است. «و عادتکم الأحسان و سجیّتکم الکرم»، شما نورانی هستید، حرفهای روشنگرانه دارید و فطرت و سجیه شماکرم و بخشش است، بنابراین ما با دیگران فرق داریم. با ما چند کلمه حرف بزنید.
آن بزرگواران گاهی در رؤیا با آدم حرف می زنند، گاهی در بیداری. اگر کسی در خود احساس تغییر حالت کرد بداند که ائمه بقیع ـ سلام الله علیهم ـ با او حرف زده اند، و اگر کسی در خود حالی ندید، نا امید نباشد. یک راه است و دیگر هیچ، و آن اشک (و سلاحه البکاء).
یک میلیون نفر آمدند و زیارت کردند و رفتند، آیا ما هم باید این چنین باشیم، ما با همه مردم روی زمین فرق داریم. تنها کشوری که ولایت علی و اولاد علی«ع» در آن است، کشور ماست. تنها کشوری که به عشق شهادت آزادیش را تضمین کرده است، کشور ماست. ما آمدیم بدون شنیدن حرف اینها برگردیم؟ بدا به حال ما که چیزی نشنویم و برگردیم! حرف آنها از دل برمی خیزد، آنکه حرف را با دل گرفت با دل ها سخن می گوید «نزل به روح الامین علی قلبک لتکون من المنذرین»۱۴ او هم با دل ها سخن می گوید. اگر تغییری در خود دیدید بفهمید حضرت با ما سخن گفت، اگر تغییری در حالمان دیدیم باید بفهمیم که بقیع با ما سخن گفته و اگر تغییری پیدا نشد بنالید تا تغییر پیدا بشود.
گریه، سـلاح مبـارزه با شیطـان:
آنکه نگذاشت ما حرف ائمه را بشنویم کیست؟ یا شیطان درون است یا شیطان بیرون آنچه نگذاشت ما این نور را احساس کنیم کیست؟ یا نفس امّاره است یا ابلیس، خوب اگر خواستیم بر این دشمن پیروز بشویم چه کنیم؟ اینجا که جای توپ و تانکنیست، این دشمن بیرون را با سلاح گرم می شود از پا در آورد، اما نفس امّاره را با کدام اسلحه از پا در بیاوریم؟. (و سلاحه البکاء) ناله و جزع و شیون انسان را فاتح می کند، زیرا اگر کسی ننالد که پیروز نمی شود، و اگر پیروز نشد بطور عادی می آید، بطور عادی برمی گردد; حدّاکثر آن است که آن را به جهنم نبرند. آن کفاری که دسترسی به این معارف اسلامی ندارند و در دورترین نقاط عالمند آنها را به جهنم نمی برند، نسوختن که هنر نیست. انسانی که اهل دنیاست گرفتار قساوت دل و جمود عین است، پس از این فرصت حدّاکثر استفاده را بکنید.

مساجد تاریخی مدینه منوره

مسجد المصلی (الغمامه)

این مسجد در سمت غرب مسجد پیامبر ـ ص ـ و  به فاصله چهار صد متری آن واقع است. نمازهای پنج گانه، بجز نماز جمعه، در آن برگزار می شود.

این مسجد به «مسجد المصلی» شهرت یافته; زیرا پیامبر ـ ص ـ نماز دو عید فطر وقربان را چندین بار در آن اقامه کرده است.۱ سپس به «مسجد الغمامه» تغییر نام پیدا کرد و  اکنون نزد مردم به این نام معروف است.

روایت شده که پیامبر ـ ص ـ به سوی مسجد المصلی شتافت و  فرمود: این مسجد سایبان و  مصلای ما برای عید فطر و  قربان است. (مساحت آن) برای ما نه تنگ و  نه کوچک است. ۲

مسجد الامام علی بن ابیطالب ـ ع ـ

این مسجد در شمال غربی «مسجد الغمامه» و  در فاصله ـ تقریباً ـ ۹۰ متری آن واقع است. در برخی از کتاب های مربوط به تاریخ مدینه آمده است: پیامبر یک یا دو سال در این مسجد نمازگزارده است.۳ برخی از شاعران ابیاتی درباره این مسجد سروده و  نسبت به سکونت در خانه های اطراف آن اشتیاق پیدا کرده اند.

اکنون مساحت این مسجد بزرگترازمساحت مسجداصلی است وبه تازگی تجدیدبنا شده است.

مسجد السقیا

این مسجد در غرب مسجد شریف نبوی و  در فاصله ۲۱۰۰ متری آن واقع است. مسجد سقیا با داشتن سه گنبد (که بزرگترین آنها گنبد میانی است) ویژگى پیدا کرده است. در حال حاضر این مسجد در داخل محوطه ایستگاه راه آهن و  در سمت جنوب آن واقع است. مردم ـ عموماً ـ به این ایستگاه راه آهن، «استاسیون» می گویند.

این مسجد در محل استقرار رسول خدا ـ ص ـ به هنگام خروج از مدینه برای جنگ با مشرکان در غزوه بدر، احداث گردید. در این محل پیامبر ـ ص ـ از نیروهایش سان دید و  در همانجاست که این آیه به رسول خدا ـ ص ـ نازل گردید:

«وإذ یَعِدُکُمُ الله إحدی الطائِفَتینِ انّها لکم وتودّون أن غیر ذات الشوکه تکونُ لکم ویریدُ اللهُ أن یُحقّ الحقّ بکلماته ویقطع دابرَ الکافرین».۴

«هر آینه که خدا شما را وعده پیروزی بر یکی از دو طایفه (قافله قریش یا کاروان شام) داد و  شما مایل بودید آن طایفه، که شوکت و  سلاحی به همراه ندارند (بی رنج جهاد) اموالشان نصیب شما شود و  خدا می خواست صدق سخنان حق را ثابت گرداند و  ریشه کافران را از بُن برکند.»

پیامبر ـ ص ـ در این مسجد نماز گزارد و  برای مدینه برکت خداوندی را آرزو کرد. ۵

در جنوب این مسجد چاه «السقیا» قرار داشت که از آن برای رسول خدا ـ ص ـ آب آورده می شد. اکنون اثری از این چاه یافت نمی شود. ۶

مسجد المنارتین

این مسجد در غرب مسجد السقیا و  در فاصله یک کیلومتری آن واقع است و  در صد متری قبل از پمپ بنزین العواجی (الخضر) و  در سمت راست راه قدیمی مکه قرار دارد. این مسجد اینک به حال خود رها شده و  به حالت ویرانه ای است که امکان نماز خواندن در آن وجود ندارد.

پیامبر خدا ـ ص ـ در این محل نمازگزارد و  به همین خاطر در آن محل مسجدی احداث گردید. ۷

استاد غالی الشنقیطی در کتابش (الدرّ الثمین)۸ می نویسد:

«در سمت چپ جاده مسجد المنارتین قرار دارد. گفته شده است پیامبر اکرم ـ ص ـ در آن نقطه نماز گزارد و  به همین دلیل مسجدی در آنجا ساخته شد. در حال حاضر ساختمان مسجد نوسازی شده و  بنای آن زیبا و  بزرگ است و  نمازهای پنج گانه در آن گزارده می شود.»

به نظر می رسد این سخنان صحت نداشته باشد; زیرا این مسجد در سمت راست جاده جده ـ مکه واقع است و  هیچگاه نوسازی نشده و  نمازی در آن اقامه نمی شود.

مسجد الاجابه

این مسجد در شمال شرقی مسجد نبوی و  در مسافتی ـ تقریباً ـ ۶۵۰ متری آن واقع است و  نیز این اسم (الاجابه) بر خیابانی اطلاق می شود که خیابان «الستین» از نزدیکی آن می گذرد.

این مسجد به بنی معاویه۹، که از طایفه اوس می باشند، تعلق داشته و  به نام آنها شناخته می شده است لیکن اکنون به «مسجـد الاجابه» مشهـور است; زیـرا خدواند متعال در این مسجد دعای پیامبرش را اجابت کرد. روایـت شده اسـت روزی پیامبر ـ ص ـ از این محل می گذشت، پس وارد مسجد شد و  دو رکعت نماز گزارد ما نیز همراه او نماز گزاردیم. سپس دعای خود را طول داد و  بعد از آن، رو به ما کرد و  فرمود: از پروردگارم سه چیز خواستم، دوچیز را اجابت نمود و  یک چیز را دریغ کرد; از خدا خواستم امّت مرا با خشکسالی هلاک نکند پس اجابت کرد و  از او ـ جلّ وعلا ـ خواستم امّت مرا با غرق کردن هلاک ننماید، پس اجابت فرمود. خواسته سوّمم این بود که: خودشان را میان خود قرار ندهند، پس دریغ نمود.

ابن شبّه۱۰ می گوید: پیامبر ـ ص ـ دو رکعت نماز در مسجد بنی معاویه گزارد. سپس برخاست و  به مناجات با پروردگارش پرداخت و  آنگاه از مسجد خارج شد.

گفته شده است که پیامبر اکرم ـ ص ـ به اندازه دو وجب از سمت راست محراب در آن نماز گزارد. این مسجد در دوران های متعدد مورد اهتمام بوده و  مکرر نوسازی گردیده است. ۱۱

به علاوه این که گفته شده، مباهله میان پیامبر ـ ص ـ و  هیأت مسیحیان نجران، در این مسجد به وقوع پیوست; به طوری که خداوند متعال به رسولش دستور داد تا آنها را نفرین کند ولی آنان در آخرین لحظات، از نفرین متقابل خودداری ورزیدند. ۱۲

مسجد السجده یا البحیر یا ابوذر

این مسجد به طول تقریبی پانصد و  پنجاه متر از شمال مسجد نبوی فاصله دارد و  درآخر خیابان ابوذر، که به خیابان قدیم فرودگاه ارتباط دارد، واقع است.

نام اصلی این مسجـد، «مسجد السجده» است. علّت این نامگذاری آن است که پیامبر ـ ص ـ در این مسجد دو رکعت نماز خواند و  در رکعت دوّم سجده اش را طول داد، به طوری که اصحاب گمان بردند وی جان به جان آفرین تسلیم کرده است. لیکن وقتی که از سجده برخاست فرمود: جبرئیل نزد من آمد و  گفت: هر کس از امّت تو بر تو صلوات بفرستد، خداوند بر او ده صلوات می فرستد و  ده بار درجات او را بالا می برد. ۱۳

سپس نام «البحیر» بر این مسجد اطلاق شد. البحیر نام باغی است که مسجد در کنار آن قرار دارد.۱۴ سرانجام به مرور زمان این اسم به بوته فراموشی سپرده شد و  در حال حاضر به نام «مسجد ابوذر» معروف است. شاید این نام گذاری، به دلیل قرار گرفتن آن، در خیابانی به همین نام باشد.

مسجد السبق

این مسجد در شمال شرقی مسجد پیامبر ـ ص ـ و  در فاصله پانصد متری آن واقع است. و  نیز در آخر تونل سابق «مناخه» که اینک بر امتداد آن افزوده شده، قرار دارد وهمچنین در پهلوی ایستگاه اصلی مسافربری قرار گرفته است. این مسجد از این رو به «سبق» شهرت یافت که در وسط میدان اسب دوانی واقع شده که در دوران پیامبر ـ ص ـ وجود داشت.۱۵ «الدارمی» در «سنن» خود این روایت را آورده است که: «رسول خدا ـ ص ـ مسابقه اسب ها را میان منطقه الحفیاء۱۶ تا محلی به نام «الثنیه» برگزار می کرد…» ۱۷

در حال حاضر ساختمان این مسجد نوسازی شده و  نمازهای پنجگانه در آن برگزار می گردد و  از مساجد بزرگ مدینه منوره به شمار می آید.

مسجد الرایه

این مسجد در شمال مسجد نبوی و  در فاصله ۱۸۰۰ متری آن واقع است. این مسجد اینک در پشت پمپ بنزین «الاهلی» که به پمپ بنزین «الزغیبی» معروف است، قرار دارد.

مسجدالرایه در این زمان در محاصره خانه های تازه ساز واقع شده و  چون در محل بلندی قرار گرفته از یک سر بالایی به آن دسترسی پیدا می شود. پیشتر به مساحت یک اتاق و از سنگ بوده و  در نزدیکی اش حیاطی داشته است. لیکن در حال حاضر اتاق پهلوی مسجد نوسازی گردیده و  از موزاییک هایی به حجم کوچک برای کف آن استفاده شده است و  همه حیاط به مسجد اضافه شده و  اتاق را به وسیله یک دیوار، که در آن یک درب تعبیه شده، از مسجد جدا کرده اند.

علّت نامگذاری این مسجد به «الرایه»، قرار داشتن آن بر کوه الرایه است و  این کوه همان است که پیامبر اکرم ـ ص ـ پرچم پیروز خود در جنگ های خیبر و  تبوک را بر آن نصب کرد.

رسول خدا ـ ص ـ بر فراز این کوه نماز خواند و  در روزهای نخستِ کندن خندق مدینه، گنبدی بر مسجد ساخته شد۱۸

مسجد الدرع

این مسجد در سمت چپ جاده منتهی به مزار سید الشهدا (قبرستان شهدای احد) و  در فاصله سیصد متری قبل از مسجد المستراح قرار دارد. بدان جهت آن را به «مسجد الدرع» (یعنی زره) نامگذاری کردند که پیامبر ـ ص ـ زره یا لباس مخصوص جنگی خود را در آن گذاشت. ۱۹

اصل ساختمان مسجد به سبک عثمانی است و  در حال حاضر بنای آن نوسازی شده است.

مسجد الشیخین یا البدائع یا المستراح

این مسجد در سمت چپ جاده منتهی به قبرستان شهدای احد و  در فاصله ۱۳۰۰ متری آن واقع است. در کنار این مسجد، مسجد تازه ای احداث گردید که به نام «مسجد الشیخین» خوانده می شود.

اصل نامگذاری این مسجد به مسجد الشیخین، در انتساب به «اجمه الشیخین» صورت گرفت که در واقع جایگاهی متعلّق به یهودیان بود و  گفته شده است این مکان از این رو به «اجمه الشیخین» معروفیت یافت که مرد و  زنی که از عمر هر یک از آنها از صد سال گذشته بود در همین مکان به دیدار هم آمده و  سرگرم صحبت و  معاشقه می شدند و  مردم از این موضوع تعجب کرده و  این مکان را بدین اسم نامیدند. ۲۰

این مسجد پیش از آن به «مسجد البدائع» شهرت داشت. ۲۱

ابن شبه۲۲ به نقل از سعد آورده است که «پیامبر ـ ص ـ در مسجدی که در محل شیخین واقع است نماز گزارد و  در آن خوابید تا این که روز بعد، نماز صبح را نیز در آنجا اقامه کرد و  سپس به سوی اُحد کوچ نمود. همچنین ابن عباس به نقل از سعد گفته است: پیامبر ـ ص ـ در مسجدی که نزد بدائع یا نزد شیخین قرار دارد نماز عصر و  مغرب و  عشا و  صبح را اقامه کرد و  تا صبح روز بعد در آن اقامت نمود.»

این مسجد اکنون به «مسجد المستراح» شناخته می شود و  مردم مدینه آن را با همین نام می شناسند و  ظاهراً وجه این نامگذاری ناشی از استراحتی است که پیامبر ـ ص ـ در سر راهش به سوی جنگ اُحد در ایـن مسجـد داشته اسـت. رسـول خدا ـ ص ـ در مقابل این مسجد از لشکریان خود سان دید و  کسانی را که لشکر او را کوچک شمردند بازگردانید و  به علاوه گروهان متشکّل از یهودیان همپیمان را نیز بازگردانید و  فرمود: «ما در جنگ خود بر ضدّ مشرکان، از مشرکان یاری نمی گیریم.۲۳ اینجا بود که عبدالله بن ابی و  تعدادی از منافقانی که همراهش بودند و  در مجموع یک سوم لشکر اسلام را تشکیل می دادند، بازگشتند. عبدالله بن ابی بهانه آورد که پیامبر ـ ص ـ رأی دیگران را بر رأی وی ترجیح داده است!


تبلیغات

ads

دیدگاه شما در مورد این مطلب



*