داستان کوتاه باحال | جدید 95

آموزش مسائل زناشویی,اس ام اس ,عکس بازیگران,بیوگرافی بازیگران,مدل,دختر باحجاب زیباست,گالری

فال حافظ

آخرین مطالب ارسال شده

بازدید : 165 views بار
داستان آموزنده مرد نابینا

داستان آموزنده مرد نابینا

مردي نابينا زير درختي نشسته بود!
پادشاهي نزد او آمد، اداي احترام كرد و گفت:قربان، از چه راهي ميتوان به پايتخت رفت؟»
پس از او نخست وزير همين پادشاه نزد مرد نابينا آمد و بدون اداي احترام گفت:آقا، راهي كه به پايتخت مي رود كدام است؟‌
سپس مردي عادي نزد نابينا آمد، ضربه اي به سر او زد و پرسيد:‌‌ احمق،‌راهي كه به پايتخت مي رود كدامست؟
هنگامي كه همه آنها مرد نابينا را ترك كردند، او شروع به خنديدن كرد…

ادامه مطلب / دانلود کنید

تاریخ ارسال : ۲۶ اردیبهشت, ۱۳۹۲
نویسنده : سعید
نـظـرات : بدون دیدگاه
بازدید : 352 views بار

داستان کوتاه دخترک باهوش

داستان کوتاه دخترک باهوش

یک روز دختربچه ای وارد بقالی شد و دستش را به طرف بقال دراز کرد و کاغذی را به بقال داد و گفت:
مامانم گفته جنسایی که تو لیست هست رو بهم بدین، این هم پولش…


ادامه مطلب / دانلود کنید

تاریخ ارسال : ۲ اردیبهشت, ۱۳۹۲
نویسنده : سعید
نـظـرات : بدون دیدگاه
بازدید : 136 views بار

داستان زیبای ویولونیست

داستان زیبای ویولونیست 

در یکی از روزهای سرد ماه ژانویه و در یکی از محلات فقیرنشین در شهر واشنگتن دی.سی صبح زود که مردم آن منطقه که اکثرا یا کارگر معدن بودند و یا صاحب مشاغل سیاه از خانه هایشان بیرون زدند تا یک روز پر از رنج و مشقت دیگر را آغاز کنند٬ زنان و مردانی که تفریح و لذت در زندگیشان نامفهوم بود و به قول معروف آنها زندگی نمیکردند بلکه به اجبار زنده بودند تا ریاضت بکشند که نمیرندآن روز نیز آن مردم بینوا در حالی که خیلی هایشان کارگر روزمزد بودند و نمی دانستند آیا امشب هم با چند دلار به خانه بازمیگردند و یا باید با دست خالی به خانه های نکبت زده شان بروند و از فرزندانشان خجالت بکشند خود را برای روزی مشقت بار آماده می کردند که ناگهان صدای ویولن زیبایی از گوشه یک خرابه به گوش رسید آوای ویولن آنقدر زیبا و مسحور کننده بود که پای آن مردم فقیر از رفتن باز ماند اکثرا آنها  با اینکه می دانستند اگر دیر برسند جریمه می شوند بدون توجه به این مشکل در آن خرابه که اندازه یک سالن کنسرت بود جمع شدند و حدود دو ساعت و نیم با گوش دادن به آن آهنگهای زیبا و استثنایی اشک ریختند خندیدند به خاطراتشان فکر کردند..

 


ادامه مطلب / دانلود کنید

تاریخ ارسال : ۱ اسفند, ۱۳۹۱
نویسنده : سعید
نـظـرات : بدون دیدگاه
بازدید : 190 views بار

داستان آموزنده تلاش پروانه برای خروج از پیله !

یک روز سوراخ کوچکی در یک پیله ظاهر شد.

شخصی نشست و چند ساعت به جدال پروانه برای خارج شدن از سوراخ کوچک ایجاد شده درپیله نگاه کرد.  سپس فعالیت پروانه متوقف شد و به نظر رسید تمام تلاش خود را انجام داده و نمی تواند ادامه دهد.


ادامه مطلب / دانلود کنید

تاریخ ارسال : ۲۳ شهریور, ۱۳۹۱
نویسنده : سعید
نـظـرات : بدون دیدگاه