عکس بازیگران زن,سکس,س ک س,شب زفاف,ترک خودارضایی,خوردن

آموزش مسائل زناشویی,اس ام اس ,عکس بازیگران,بیوگرافی بازیگران,مدل,دختر باحجاب زیباست,گالری

فال حافظ

آخرین مطالب ارسال شده

تبليغات

سايت

تبليغات

سايت

تبليغات

سايت

بازدید : 1,430 views

داستان کوتاه و پندآموز

3 داستان کوتاه پندآموز

داستان اولی :

روزی گاندی با قطار در حال مسافرت بود که به علت بی توجهی ، یک لنگه از کفش های نو او که به تازگی خریده بود از قطار بیرون افتاد ؛ مسافران دیگر برای او تاسف خوردند ولی گاندی بلافاصله لنگه دیگر کفشش را هم به بیرون انداخت ! همه با تعجب به او نگاه کردند اما او با لبخندی رضایت بخش گفت : یک لنگه کفش نو برایم بی مصرف است ولی اگر کسی یک جفت کفش نو پیدا کند مطمئنا خیلی خوشحال خواهد شد !
خوشبختی یگانه چیزی است که می توانیم بی آنکه خود داشته باشیم ، دیگران را از آن برخوردار کنیم …

.

.

.

داستان دومی :

جهانگردی به دهکده ای رفت تا زاهد معروفی را زیارت کند ولی دید که زاهد در اتاقی ساده زندگی می کند. اتاق پر از کتاب بود و غیر از آن فقط میز و نیمکتی دیده میشد.
جهانگرد پرسید : لوازم منزلتان کجاست ؟
زاهد گفت : مال تو کجاست ؟
جهانگرد گفت : من اینجا مسافرم !
زاهد گفت : من هم …

.

.

.

داستان سومی :

قاضی ای بود که پسر جوانی داشت. او پسرش را خیلی دوست می داشت.
روزی اتفاقی افتاد و آن پسر مرد.قاضی از مردن پسر خود بسیار ناراحت شد.روز وشب گریه وزاری می کرد و هیچ کس نمی توانست او را آرام کند.
مرد حکیمی نزد او رفت و گفت:تو قاضی مسلمانان هستی ،اگر خدمتکار خود را بفرستی که کسی را پیش تو بیاورد و او نیاید تو چه میکنی؟
کفت:ناراحت می شوم.
حکیم گفت:ای قاضی!خداوند فرزندی به تو داده بود،خدمتکار خود یعنی مرگ را فرستاد تا پسرت را پیش او ببرد.چرا تو به حکم خدا رضایت نمی دهی؟
قاضی از این حرف به خود آمد و کم کم دلش آرام شد.

دوست عزیز از مطالب جذاب زیر نیز دیدن فرمایید

حکایت خواندني هر چه می خواهی گناه کن!... حکایت خواندني هر چه می خواهی گناه کن! جوانی محضر امام حسین (ع) رسید و گفت: «من مردی گناهکارم و نمی‌توانم خودم را در انجام گناهان باز دارم، مرا ...
آهستگی – (میلان کوندرا)” نسخه کامل و بدون سانسور... آهستگی - (میلان کوندرا)" نسخه کامل و بدون سانسور" میلان کوندرا: (به چکی: Milan Kundera) (زاده١ آوریل،١٩٢٩در برنو، چکوسلاواکی)نویسنده‌ اهل چک ا...
پیـــرمـــرد با سیاست و دوست دختــرخوشگلش -طنز... پیـــرمـــرد با سیاست و دوست دختــرخوشگلش در یک غروب پنج شنبه پیرمرد موسفیدی در حالی که دختر جوان و زیبایی بازو به بازویش او را همراهی می کرد وار...
داستان زیبای ویولونیست داستان زیبای ویولونیست  در یکی از روزهای سرد ماه ژانویه و در یکی از محلات فقیرنشین در شهر واشنگتن دی.سی صبح زود که مردم آن منطقه که اکثرا یا کارگر ...
سه داستان زیبا آموزنده و کوتاه سه داستان زیبا آموزنده و کوتاه مقام از خود ممنون: مامور کنترل مواد مخدر به یک دامداری در ایالت تکزاس امریکا می رود و به صاحب سالخورده ی آن می گوید...
داستان آموزنده کمک کردن داستان آموزنده کمک کردن مردی در سواحل مکزیک به هنگام غروب خورشید در حال قدم زدن بود و همانطوری که راه می رفت شخص دیگری را مشاهده کرد و درحالیکه ک...
داستان آموزنده مرد نابینا داستان آموزنده مرد نابینا مردي نابينا زير درختي نشسته بود! پادشاهي نزد او آمد، اداي احترام كرد و گفت:قربان، از چه راهي ميتوان به پايتخت رفت؟» ...
داستان کوتاه دخترک باهوش داستان کوتاه دخترک باهوش یک روز دختربچه ای وارد بقالی شد و دستش را به طرف بقال دراز کرد و کاغذی را به بقال داد و گفت: مامانم گفته جنسایی که تو ل...
داستان کوتاه حتما دلیلی دارد … داستان کوتاه حتما دلیلی دارد ... مردی تاجر در حیاط  قصرش انواع مختلف درختان و گیاهان و گلها را کاشته و باغ بسیار زیبایی را به وجود آورده بود. هر رو...

تبليغات

سايت

دیدگاه شما در مورد این مطلب

  1. توسط : زهرا در تاریخ ۶ آبان ۱۳۹۳

    سللام.
    واقعا عالی و تامل بر انگیز بود.
    ممنون از این مطلب زیباتون

    • توسط : admin در تاریخ ۶ آبان ۱۳۹۳

      سلام
      خوشحالیم از مطلب خوشتان امده است
      بازهم به ما سر بزنید



Xبستن تبلیغات

عکس شوهر ترانه علیدوستی بازیگر نقش شهرزاد


عکس های جدید سحر قریشی با موهای قرمز