حکایت خواندني هر چه می خواهی گناه کن! | جدید 95

آموزش مسائل زناشویی,اس ام اس ,عکس بازیگران,بیوگرافی بازیگران,مدل,دختر باحجاب زیباست,گالری

فال حافظ

آخرین مطالب ارسال شده

تبليغات

سايت

تبليغات

سايت

بازدید : 250 views

حکایت خواندني هر چه می خواهی گناه کن!

fun1602

جوانی محضر امام حسین (ع) رسید و گفت: «من مردی گناهکارم و نمی‌توانم خودم را در انجام گناهان باز دارم، مرا نصیحتی فرما.»
امام حسین (ع) فرمودند: «پنج کار را انجام بده و آنگاه هر چه می‌خواهی گناه کن.
اول: روزی خدا را مخور و هر چه می‌خواهی گناه کن.
دوم: از حکومت خدا بیرون برو و هر چه می‌خواهی گناه کن.
سوم: جایی را انتخاب کن تا خداوند تو را نبیند و هر چه می‌خواهی گناه کن.
چهارم: وقتی عزرائیل (ع) برای گرفتن جان تو آمد او را از خود بران و هر چه می‌خواهی گناه کن.
پنجم: زمانی که مالک دوزخ تو را به سوی آتش می‌برد در آتش وارد مشو و هر چه می‌خواهی گناه کن.»
منبع:dastanak.com


منبع: www.rahafun.com


دوست عزیز از مطالب جذاب زیر دیدن فرمایید



حكايت خواندني بهلول و چوب زدن او بر سر قبر ها... حكايت خواندني بهلول و چوب زدن او بر سر قبر ها نقل کرده اند بهلول چوبى را بلند کرده بود و بر قبرها مى زد. گفتند: چرا چنین مى کنى؟ بهلول گفت:...
داستان زیبای ویولونیست داستان زیبای ویولونیست  در یکی از روزهای سرد ماه ژانویه و در یکی از محلات فقیرنشین در شهر واشنگتن دی.سی صبح زود که مردم آن منطقه که اکثرا یا کارگر ...
حکایت و داستان کوتاه آموزنده بزرگوار مردی... حکایت و داستان کوتاه آموزنده بزرگوار مردی آورده اند که روزی مردی به خدمت فیلسوف بزرگ افلاطون آمد و نشست و از هر نوع سخن می گفت. در میان سخن گفت: ...
3 داستان کوتاه پندآموز 3 داستان کوتاه پندآموز داستان اولی : روزی گاندی با قطار در حال مسافرت بود که به علت بی توجهی ، یک لنگه از کفش های نو او که به تازگی خریده بود از ق...
حکایت جالب ملا نصرالدین حکایت جالب ملا نصرالدین گویند روزی "ملانصرالدین" خواست از روی پل رد شود. مردی با الاغش از مقابل آمد و سد راه او شد. پس از جروبحث های بسیار، ملان...
داستان کوتاه جزیره سبز و گاو غمگین... داستان کوتاه جزیره سبز و گاو غمگین جزیره سرسبز و پر علف است که در آن گاوی خوش خوراک زندگی می‌کند. هر روز از صبح تا شب علف صحرا را می‌خورد و چاق...
داستانک ارزشمند و آمونده اشک رایگان... داستانک ارزشمند و آمونده اشک رایگان یک مرد عرب سگی داشت که در حال مردن بود. او در میان راه نشسته بود و برای سگ خود گریه می‌کرد. گدایی از آنجا م...
داستان كوتاه و خنده دار عاقبت زن نق نقو !... داستان كوتاه و خنده دار عاقبت زن نق نقو ! مرد کشاورزی یک زن نق نقو داشت که از صبح تا نصف شب در مورد چیزهای شکایت می کرد. تنها زمان آسایش مرد زم...
داستان ارزشمند پاداش نیکوکاری داستان آموزنده پاداش نیکوکاری چند روزی به آمدن عيد مانده بود. بیشتر بچه ها غایب بودند، یا اکثرا رفته بودند به شهرها و شهرستان های خودشان یا گرفتا...




تبليغات

سايت

تبليغات

سايت

دیدگاه شما در مورد این مطلب



Xبستن تبلیغات