توده هاي سينه در زنان و انواع آن | جدید 95

آموزش مسائل زناشویی,اس ام اس ,عکس بازیگران,بیوگرافی بازیگران,مدل,دختر باحجاب زیباست,گالری

فال حافظ

آخرین مطالب ارسال شده

تبليغات

سايت

بازدید : 107 views

حكايت خواندني بهلول و چوب زدن او بر سر قبر ها

fun1475

نقل کرده اند بهلول چوبى را بلند کرده بود و بر قبرها مى زد.
گفتند: چرا چنین مى کنى؟
بهلول گفت: صاحب این قبر دروغگوست، چون تا وقتى در دنیا بود دایم مى گفت: باغ من ، خانه من ، مرکب من و… ولى حالا همه را گذاشته و رفته است و اکنون هیچ یک از آن ها، مال او نیست که اگر مال او بود حتما با خود برده بود.

منبع:pandamoz.com


منبع: www.rahafun.com


دوست عزیز از مطالب جذاب زیر دیدن فرمایید



داستان خواندني عشق منطقی! داستان خواندني عشق منطقی! وقتی از او پرسیدند که چطور است که او غمگین نیست، او جواب داد: «چرا باید احساس بدی داشته باشم؟ جوانی بود که عاشق ...
داستان زیبای ویولونیست داستان زیبای ویولونیست  در یکی از روزهای سرد ماه ژانویه و در یکی از محلات فقیرنشین در شهر واشنگتن دی.سی صبح زود که مردم آن منطقه که اکثرا یا کارگر ...
حكايت همه کس، یک کسی، هر کسی، هیچ کسی!... حكايت همه کس، یک کسی، هر کسی، هیچ کسی! چهار نفر بودند. اسمشان اینها بود. همه کس، یک کسی، هر کسی، هیچ کسی. کار مهمی در پیش داشتند و همه م...
داستان ارزشمند پاداش نیکوکاری داستان آموزنده پاداش نیکوکاری چند روزی به آمدن عيد مانده بود. بیشتر بچه ها غایب بودند، یا اکثرا رفته بودند به شهرها و شهرستان های خودشان یا گرفتا...
حکایت جالب ملا نصرالدین حکایت جالب ملا نصرالدین گویند روزی "ملانصرالدین" خواست از روی پل رد شود. مردی با الاغش از مقابل آمد و سد راه او شد. پس از جروبحث های بسیار، ملان...
داستانک ارزشمند و آمونده اشک رایگان... داستانک ارزشمند و آمونده اشک رایگان یک مرد عرب سگی داشت که در حال مردن بود. او در میان راه نشسته بود و برای سگ خود گریه می‌کرد. گدایی از آنجا م...
داستان كوتاه و خنده دار عاقبت زن نق نقو !... داستان كوتاه و خنده دار عاقبت زن نق نقو ! مرد کشاورزی یک زن نق نقو داشت که از صبح تا نصف شب در مورد چیزهای شکایت می کرد. تنها زمان آسایش مرد زم...
حکایت و داستان کوتاه آموزنده بزرگوار مردی... حکایت و داستان کوتاه آموزنده بزرگوار مردی آورده اند که روزی مردی به خدمت فیلسوف بزرگ افلاطون آمد و نشست و از هر نوع سخن می گفت. در میان سخن گفت: ...
حکایت خواندني هر چه می خواهی گناه کن!... حکایت خواندني هر چه می خواهی گناه کن! جوانی محضر امام حسین (ع) رسید و گفت: «من مردی گناهکارم و نمی‌توانم خودم را در انجام گناهان باز دارم، مرا ...




تبليغات

سايت

دیدگاه شما در مورد این مطلب