بیوگرافی سیدجواد رضویان / شخصیت جواد رضویان را بشناسید | جدید 95

آموزش مسائل زناشویی,اس ام اس ,عکس بازیگران,بیوگرافی بازیگران,مدل,دختر باحجاب زیباست,گالری

فال حافظ

آخرین مطالب ارسال شده

تبليغات

سايت

بازدید : 168 views

بیوگرافی سیدجواد رضویان / شخصیت جواد رضویان را بشناسید

1

سیدجواد رضویان
از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
جواد رضویان
نام اصلی : سیدجواد رضویان
زمینه فعالیت : سینما تلویزیون
تولد : ۲۵ خرداد ۱۳۵۳
ملیت : ایرانی
پیشه: بازیگر
مدرک تحصیلی : لیسانس نقاشی

سیدجواد رضویان (زادهٔ ۱۳۵۳) بازیگر، سینما و تلویزیون متولد شهر قم است.

زندگی جواد رضویان
سیدجواد رضویان از پدری قمی و مادر یزدی در شهر قم به دنیا آمد . وی به طور اتفاقی وارد رشته بازیگری شد. وی در سال اول دانشگاه با مهران غفوریان و امیر غفارمنش و بیژن بنفشه‌خواه همکلاس بود و به کمک آنها وارد این رشته شده است. جواد رضویان از سال ۱۳۷۳ در عرصه بازیگری مشغول به کار شده است. در مجموعه‌های متعددی از جمله سیب خنده، مجیددلبندم و باغچه مینو… شرکت کرد.

 

رضویان بچه درسخواني بوده اما در عين حال لجوج و شيطان، بطوريکه بخاطر لجبازي با پدرش درامتحانات ثلث سوم سال دوم راهنمايي شرکت نکرد تا يکضرب مردود شود. در خاطرات خود بيان کرده که: در دوره راهنمايي يا بايد از سردخانه‌ها بيرون مي‌کشيدنش يا از زير تابوت شهدا چون عاشق اعزام به جنگ بود. در نوجواني و جواني‌اش عشق خاصي به جنگ داشته و هميشه در تلاش بوده که به جنگ برود. ولي چون پدر و مادر وي رضايت نمي‌دادند به طور مخفيانه و بدون رضايت پدر و مادر براي رفتن به جبهه تلاش مي‌کرد و به گفته خودش هيچ وقت موفق نشد که به جبهه برود.
از علايق شخصي رضويان مي‌توان به طرز لباس پوشيدن او اشاره کرد که بيشتر اسپرت مي‌پوشد و به لباس خريدن علاقه خاصي دارد و عاشق همگام بودن با مد روز است.

 

او با مجموعه سیب خنده به تلویزیون آمد. ولی با مجموعه طنز پاورچین به کارگردانی مهران مدیری به موفقیت رسید و در جایزه بزرگ این موفقیت را تکرار کرد. جواد رضویان یکی دو تجربه کارگردانی هم داشته که البته نتوانست در این زمینه موفقیتهایی که در عرصه بازیگری بدست آورده بود را تکرار کند. وی تاکنون در چند تله فیلم نیز بازی کرده و تا به حال چند آلبوم نیز بیرون داده است .او دارای یک فرزند دختر به نام يامين است ,نارنجی رنگ مورد علاقه اوست و سبک نقاشی اش الیستراسیون است سبک تصویر سازی کودک.
فعاليت در زمينه موسيقي و آهنگ:
رضويان تا بحال چند آلبوم منتشر کرده است، از چند آهنگ اين بازيگر و خواننده مي توان به «تقدير»، «دلت مياد»، «دنيا ديگه مثل تو نداره»، «بانوي قصه»، «قسمت نميشه انگار»، «ميخوام تو ابرا»، «بيا پيشم بابا»، «بزن بريم» ،«لحاف دوزي» و… اشاره کرد.

 

فعاليت در رشته نقاشي:
او ليسانس نقاشي دارد و سبک نقاشي هايش اليستراسيون است.اين سبکِ نقاشي کودک است.
دليل علاقمندي او به رشته نقاشي به آشنايي او با مهران غفوريان مربوط مي‌شود. راهنمايي‌ها و تشويق‌هاي مهران باعث شد که جواد به رشته نقاشي علاقمتد شود و به طور اتفاقي وارد اين رشته شده و سال اول دانشگاه با مهران غفوريان و امير غفارمنش و بيژن بنفشه خواه همکلاس بوده و به کمک آنها وارد اين رشته شده است.

  مصاحبه اي کوتاه با جواد رضويان در مورد کارگرداني‌اش:

-شما به عنوان بازيگري مطرح در گونه كمدي شناخته شده‌ايد. فكر مي‌كنيد اين موفقيت را بتوانيد در كارگرداني تكرار كنيد؟
از همان سال اول كه وارد بازيگري شدم شرايطي مهيا نبود كه بتوانم در كارم شناخته شوم، اما با گذشت زمان و كسب تجارب مختلف و كار كردن با كارگردانها و بازيگران حرفه اي‌تر به تكاملي رسيده‌ام كه برخي دوستان لطف مي‌كنند و مي‌گويند در كارهاي كمدي به توفيقاتي دست پيدا كرده‌ام. در كارگرداني هم نياز به فرصت دارم. اميدوارم بتوانم اثري كه در شأن و اندازه مخاطب مشكل پسند ايراني است، ارائه كنم..

-تجربه طولاني مدت بازيگري در فيلم‌هايي كه نقاط مشترك زيادي داشت و كمدي‌هايي بود که سبك خاص خودتان را داشت، اينها چه تأثيري روي كارگردانيتان گذاشت؟ از فيلمنامه و بازيگران انتظار داشتيد ادامه مسيري كه تا به حال در آن حركت كرده‌ايد را شكل دهند يا مي‌خواستيد كار جديدي ارائه كنيد؟
قطعا مي‌خواستم كار جديدي ارائه كنم و به اصطلاح طرحي نو در اندازيم؛ چون خودم از جواد رضويان تكراري خسته شده بودم كه مثلا در خيلي از فيلم‌ها از روستا وارد شهر مي‌شد. خودم از اين تكرار فرار مي‌كردم، اما خيلي وقتها مجبور مي‌شدم و در رودربايستي قرار مي‌گرفتم. بدون تعارف عرض مي‌كنم خيلي وقتها برحسب نياز بود. بعضي دوستان هم با ساده پنداري به اين كار نگاه مي‌کردند و فكر مي‌كردند چه كاري جواد رضويان را نود شب يا بيشتر در تلويزيون نگه مي‌دارد و مردم را هم جذب مي‌كند، همان روش را در سينما نيز اجرا كنيم. اما سينما با تلويزيون كاملا فرق دارد. به دليل كم اطلاعي، تعداد كارگردان‎ها و نويسندگان كمدي خوبمان به تعداد انگشتان دست هم نمي‌رسد. به همين علت اگر كاري كمي از درجه معمولي بهتر شود نمره عالي به آن مي‌دهيم. گاهي که به سريال‌هاي قديمي‌اي که در آن بازي كرده ام نگاه مي‌كنم، ميبينم طي اين سال‌ها، كمدي پيشرفت چشمگيري نداشته و حتي گاهي پسرفت كرده‌ايم.

-شما در مسيري كه حركت مي‌كرديد مخاطب خاص خودتان را داشتيد و موفق بوديد. فكر مي‌كنيد ادامه دادن آن مسير پاسخگوي مخاطب نبود؟
جلب مخاطب را موفقيت نمي‌دانم. مخاطب در يك اثر با شخصيت همذات پنداري مي‌كند و اين همراهي ادامه مي‌يابد. اين دليل بر توفيق بازيگر نيست، بلكه نشانه صبوري و به عقيده من ترحم مخاطب نسبت به بازيگر است. مثلا در بعضي كارهايي كه اين اواخر در سينما انجام دادم، دوست نداشتم مخاطب به خاطر گذشته ام به سينما برود. دوست داشتم اگر جذب كار مي‌شود، فردا بگويد برويد ببينيد جواد رضويان چه فيلمي بازي كرده، نه اين كه بگويد او را شبيه فيلم‌هاي قبلي‌اش ديديم. اين تكرارها آزرده خاطرم مي‌كرد. اين تكرار در مورد بسياري از دوستانمان هم هست. مشكلات زيادي مثل محدوديت در شوخي با اصناف و مشاغل و گرايش‎ها و عقيده‌ها هم وجود دارد كه باعث ميشود متنها محدود شود.

-به دليل دور شدن از اين تكرار بود كه در سريال خودتان بازي نكرديد؟
خيلي از دوستان به اين باور رسيده بودند كه كارگرداني ميكنم تا در كار خودم بازي كنم. ميخواستم اين تفكر را از بين ببرم. همين طور اگر جاي هر كدام از بازيگران مي‌خواستم بازي كنم، نمره پايينتري از آنها مي‌گرفتم.

-از تفاوت كار تلويزيوني و سينمايي گفتيد. كمي در اين مورد توضيح دهيد.
نمي توانيم سينما و تلويزيون را به هم نزديك كنيم. در سينما مواردي هست كه شامل مميزي نمي شود، ولي در تلويزيون به آنها نمي شود نزديك شد. در سينما در گفتن خيلي از ديالوگ‌ها و ساختن خيلي از موقعيتها راحت تر مي‌توانيم عمل كنيم. ساختار سينما و تلويزيون ما كاملا از هم جداست.

-از مجموع صحبتهايتان و اين همه تغييري كه در تفكرتان به وجود آمده، مي شود به اين نتيجه رسيد كه از اين به بعد قرار است جواد رضويان را با سبك و سياق جديدي ببينيم؟
اصلاً به همين خاطر است كه در دو سال اخير كم كار شده ام. واقعاً دلم ميخواهد چيزي كه در شأن و لياقت مخاطب سينما و تلويزيون است، ارائه كنم. بعضي دوستان منتقد ما را نقد مي كنند، اما آنقدر نقدها مغرضانه است و كم لطفي در آن وجود دارد، آنقدر نقدها شخصي است كه آدم متعجب ميشود. هرچند اگر جايي حرف حسابي زده شد، سعي كرده ام آويزه گوشم كنم. اما وقتي غرض ورزي و بي انصافي ميبينم، خيلي جدي نميگيرم. نقد مردم برايم حكم است، آنها هستند كه نمره قبولي و ردي كارهايم را ميدهند.

-نكته اي هست كه به عنوان كلام آخر اضافه كنيد؟
اميدوارم مخاطب همانطور كه مرا تا اينجا تحمل كرده باز هم تحمل كند. واقعا اين دو سال سختي كشيدم تا كار نكنم. ما به كار كردن جلوي دوربين عادت داريم. عادت داريم كه در خيابان راجع به كارهايمان صحبت كنند. در اين دو سالي كه كار نكردم واقعا رياضت كشيدم. من بچه تلويزيون هستم، اما گلايه هايي دارم. بعد از «قرارگاه مسكوني» يك سال سريالم بلاتكليف ماند كه باعث شد احساس كنم از خانه خودم رانده شده ام و اين احساس بسيار بدي بود. خودم را بچه گروه كودك ميدانم و آرزو دارم روزي به گروه كودك برگردم.





تبليغات

سايت

دیدگاه شما در مورد این مطلب



Xبستن تبلیغات