شعر باحال نصیحت پدر به پسر – طنز - جدید 97

سکس,سکسی,س ک س,عکس سکسی

سریال دستت را به من بدهسریال دستت را به من بده
تبلیغات ویژهرزرو جایگاه

خانه / طنز و سرگرمی / شعر / شعر باحال نصیحت پدر به پسر – طنز

شعر باحال نصیحت پدر به پسر - طنز

شعر باحال نصیحت پدر به پسر – طنز

پسری گیر داده بود، مدام ..
وقت و بی وقت،دم به دم، یک بند  😛

.

.

که پدر جزوه و کتاب بخر
تست کنکور «گاج» و «دانشمند»

.

.

بفرستم کلاس رایانه
«کورل» و «اکسل» و «اتوکد لند»

.

.

تا که با علم و دانش و تحصیل
بشود دست من به جایی بند

.

.

وقت کنکور، انتخاب کنم
رشته ای باب طبع و باب پسند

.

.

در همین اصفهان قبول شوم
نه قم و بهبهان، نه شوش و زرند ..

.

.

پدرش شب کلافه و خسته
کت و شلوار را که از تن کند

.

.

دست و صورت نشسته، سیگاریژ

گوشه ی لب گذاشت با غرولند

.

.

سپس آهی کشید و سرجنباند
سرفه ای کرد و گفت: ای فرزند

.

.

از چه هی بی خودی برای خودت
سر هم می کنی چرند و پرند

.

.

دست ارباب معرفت کوتاه
بخت افراد بی سواد بلند

.

.

می شود آن که بی سوادتر است
بیشتر پولدار و ثروتمند

.

.

علم تاریخ و طب و جغرافی
همه کذب است و حقّه و ترفند

.

.

فرضاً اصلاً چه کار دارم من
با فلان شاه غزنوی یا زند

.

.

یا به من چه که پنگوئن بالفرض

مال قطب است یا گروئلند؟

.

.

جای حفظ مساحت سبلان
شده ام صاحب سه دانگ سهند

.

.

گر ببینی مبلغان سواد
همه خوش باورند و خالی بند

.

.

خود حافظ مگر نمی برده
سمت بنگال و آن حوالی قند؟

.

.

تازه آن هم به این بهانه که هند
طوطیانش شکر کن بشوند

.

.

فکر نان کن که خربزه آب است
دانش و علم و فضل سیری چند؟

دسته بندی :
  • ۲ دیدگاه
  • سعید
  • ۲۷ خرداد ۱۳۹۲
  • 2,967 بازدید
تبلیغات ویژهرزرو جایگاه
  1. هیوا مرامی گفت:

    داداشی دمت گرم با این سایتت خدای دست مریضا .فدای داری

تمامی حقوق این سایت برای رها فان محفوظ است و هرگونه کپی برداری از مطالب و قالب پیگرد قانونی دارد . طراحی و کدنویسی : شیکنا