حکایت و داستان کوتاه آموزنده بزرگوار مردی | جدید 96

عکس بازیگران زن,سکس,س ک س,شب زفاف,ترک خودارضایی,خوردن

آموزش مسائل زناشویی,اس ام اس ,عکس بازیگران,بیوگرافی بازیگران,مدل,دختر زیبا,گالری

اخبار جام جهانی

آخرین مطالب ارسال شده

توجه

باکس ویژه

توجه

باکس ویژه
خرید بک لینک

توجه

تبلیغات
خرید کاندوم

توجه

تبلیغات
خرید کاندوم

توجه

باکس ویژه
بازدید : 1,027 views

حکایت و داستان کوتاه آموزنده بزرگوار مردی

dastan454_

آورده اند که روزی مردی به خدمت فیلسوف بزرگ افلاطون آمد و نشست و از هر نوع سخن می گفت. در میان سخن گفت: « امروز فلان مرد از تو بسیار خوب می گفت که افلاطون عجب بزرگوار مردی است و هرگز کسی چون او نبوده است.»

افلاطون چون این سخن بشنید سر فرود برد و سخت دلتنگ شد.

آن مرد گفت:« ای حکیم! از من تو را چه رنج آمد که چنین دلتنگ شدی؟»

افلاطون پاسخ داد:« ای خواجه! مرا از تو رنجی نرسید. ولی مصیبت بالاتر از این چه باشد که جاهلی مرا ستایش کند و کار من او را پسندیده آید؟ ندانم کدام کار جاهلانه کرده ام که او خوشش آمده و مرا به خاطر آن ستوده است.

 
منبع: فان پاتوق

توجه باکس ویژه
loading...
loading...

دیدگاه شما در مورد این مطلب



Xمطالب داغ روز

عکس زیباترین زنان جهان در سال 2018

عکس بهاره رهنما بعد از کاهش وزن ۴۰ کیلویی